گاور
شاعر تعليمي و اخلاقي انگليسي كه به فرانسه، لاتيني و انگليسي مينوشت (وفات: 1408).
جان گاور در يك خانوادهٴ اهل كنت در زمان و مكاني نامعلوم زاده شد (درسال 1400 خود را ((فرتوت))1 ناميده است). احتمال دارد سالهاي اندكي از دوران جواني خود را در فرانسه سپري كرده باشد، ولي بيشتر عمرش در كنت گذشت. در ايام پيري در كليساي سنت مري اُوِريز2 در ساوثوارك اقامت گزيد. در سال 1408 در آنجا درگذشت و در كليسا مدفون شد، چنان كه هنوز هم گور محرابيشكل زيبايش با پيكرهٴ خميدهاي از او در آنجا باقي است. او اشعار زيادي به سه زبان نوشت كه بيشتر تعليمي و تعدادي هم غنايي است. كافي است به سه تا از مهمترينشان اشارهاي بكنيم:
1. آينهٴ بشري (يا تأملات): منظومهاي فرانسوي در 000،30 بيت كه مدتها آن را از دسترفته ميپنداشتند، ولي در سال 1895 با عنوان فرانسوياش
Mirour de l'omme شناخته شد. منظومهاي است تعليمي كه در سالهاي 1376ـ1379 سروده شده و دربارهٴ فضايل و رذايل، زندگي معنوي و ديني انسان است. كوتاهسخن آنكه رسالهاي اخلاقي، پر از پرگويي و كسلكننده است.
2. فرياد دادخواهي: مرثيهاي لاتيني و منظومهاي در هفت باب كه در سال 1381 آغاز شده و پيش از پايان قرن به اتمام رسيده است. شاعر آن را به سراسقف آروندل يعني توماس آروندلي(1353ـ1414) اهدا كرده است، كه در سال 1388 سراسقف يُرك و در سال 1396 سراسقف كانتربري شد. باب اول كه مفصلتر از همه است (يك چهارم مجموع) حاوي شرح تمثيلي از شورشهاي كارگري است كه در بهار سال 1381 در كنت روي داد، تا مرگ واتتايلر در همان سال. باب دوم در باب اعتقاد ديني است؛ بابهاي سوم و چهارم از عيبهاي كشيشان و ضرورت اصلاح گفتگو ميكند. (گاور لولارد نبود، بلكه بيشتر محافظه كار بود)؛ باب پنجم در ضرورت سپاه خوب؛ باب ششم در باب نقصهاي حقوقدانان، ضرورت مشاوران خوب، صلح، معنويت و كاهش مالياتهاست؛ باب هفتم درباب بديهاي سلطنت ريچارد دوم (شاه انگلستان1377ـ1399) است. مقارن سال 1388 بيارزشي شاه عموماً معلوم شده بود. او در سال 1399 استعفا داد و هنري لانكاستري بهنام هنري چهارم (1399ـ1413) جانشين وي شد. داستان آخرين سالهاي سياه ريچارد دوم و استعفايش را گاور خود بهصورت نوعي پيوست با عنوان
تاريخ سه بخشي (سه باب به شعر لاتيني) بيان كرده است.
1.senex